روزی که میخوانی مرا...

وقتی که می روی

روزی که به یاد می آورم تو را

وقتی که سکوت میکنم 

روزی که به یاد می بری مرا

وقتی که فریاد میزنم 

روزی که ترک می کنی مرا

.....

حالا که آمدی

روری که شمع دلم سوخت

باران چشمم بارید

.....

روزی که دست تکان میدهی مرا

وقتی که کور میشوم

روزی که چشم باز میکنی به من

وقتی که چشم میبندم ز تو...

/ 5 نظر / 11 بازدید

سلام دوباره که فلسفی نوشتید![رویا]

اسد سعید

سلام بسیا خوب نوشتید لذت بردم از نوشتها واینکه یاد نوشته های خودم افتادم ارادت

کنگره خانگی

و صلی الله علی الباکین علی الحسین(علیه السلام) با حنجره ی عشق، فریاد میزنیم؛ "لبیک" گویان، پاسخ "هل من ناصر..."ات را.و حسینه ای بنا کردیم به وسعت ایران تا پژواک لبیک ها، از جاد ه های دلیجان تا رشته های البرز تهران تا جنگلهای گرگان، در مناره های قم بپیچد....و اکنون بار دیگر از گلوی خشک پلهای رود عطشان، صَدایت میزنیم تا پای هر نفس شاعرانه که فریاد زند مظلومیتت را بنشینیم و بگیریم. امسال با خود همراه کرده ایم نگاه های مانده در گلوی دوربین عکاسی و بوسه های قلم بر کاغذ را، تا به حلقه ی اشکهایمان بپیوندند. باشد که بارانی شویم بر زمین تفتیده ی کربلا... پس بهانه کردیم: هفتمین کنگره خانگی شعر را که امسال مقارن است با نخستین کنگره خانگی عکس و نخستین کنگره خانگی خوشنویسی موضوع: شعر و عکس: «شخصیت والای امام سجاد(ع)» ، «عطش و عاشورا» و «آزاد عاشورایی»/ خوشنویسی: «عبارات زیارت ناحیه ی مقدسه» نحوه ی ارسال آثار: ارسال به پست الکترونیکی: kongehreh_khanegi@yahoo.com نظر خصوصی در وبلاگ: http://kongereh-khanegi.blogfa.com پیامک به شماره سامانه: 30006390000111 ارسا

یسی

روزی که دست تکان میدهی مرا وقتی که کور میشوم روزی که چشم باز میکنی به من[ناراحت]عالی بود مرسی