فقیر و خسته به درگهت آمدم رحمی...

برای دیدنت این بار با خبر شده ام

"به درک لذت دیدار مفتخر شده ام"

 

سلام مرد غریب اشنا،رضای همه

سلام کوه طبیب دوا،شفای همه

 

دلم به شوق وصالت پریدنی شده است

کنار صحن و سرایت تپیدنی شده است

 

مرا بسان وصالت کشانده ای اینجا

چو دیده ای که دلم مانده مضطر و تنها

 

همیشه زیر نگاه تو سایبان گیرم

کبوتری شده ام کز تو آشیان گیرم

 

من و جدا شدن از رحمتت خدا نکند!

کسی شفاعتمان را به جز شما نکند

 

کرم نموده ای و باز دعوتم کردی

شدی بهانه ی اثبات اوج خوش عهدی

 

تورا به جان جوادت قسم مرا دریاب

که تا ابد نفسی گر بود تویی ارباب..

 

سه شنبه.7 آبان

/ 2 نظر / 31 بازدید
ray

تورا به جان جوادت قسم مرا دریاب که تا ابد نفسی گر بود تویی ارباب خیلی خوب بود ... ایشالله موفق باشید